شریعتی تاکید دارد که بازگشتبه اسلام راستین تحت رهبری روشنفکران مترقی صورت خواهد گرفت.وی در کتاب: چه باید کرد؟ میگوید: روشنفکران مترقی شارحان واقعی اسلام پویا میباشند .
شریعتی در جزوهای به نام انتظار، در تشریح اسلام چنین اظهار نظر میکند: «دو اسلام است، یکی اسلام به عنوان ایدئولوژی برای ترقی زندگی و تحول اجتماعی و پیشرفت، و دیگری مجموعه علوم و معارف و دانشها و اطلاعات بسیار از قبیل فلسفه کلام و عرفان و اصول و فقه و رجال اسلام، به عنوان یک «فرهنگ» .اسلام به عنوان ایدئولوژی، ابوذر میسازد، (5) اسلام به عنوان فرهنگ ابوعلی سینا، و اسلام به عنوان فرهنگ مجتهد میسازد.اسلام به عنوان ایدئولوژی روشنفکر میسازد. [....] یک فرد تحصیل نکرده ممکن است اسلام را درستتر فهمیده باشد و اسلامیتر فکر کند و مسئولیت اسلامی را تشخیص دهد تا یک فقیه عالم اصول یا فیلسوف و عارف.
شریعتی ضمن تایید نقش مثبت رهبران مذهبی در سراسر تاریخ تشیع، علمای سنتی را مورد انتقاد قرار میدهد و میگوید:
امروز دیگر کافی نیست یکی بگوید من با مذهب مخالفم، یا یکی بگوید من معتقد به مذهب هستم.این دو حرف، بی معنی است. باید بعد از این تکلیفش را معلوم کند که کدام مذهب را معتقد است.مذهب ابوذر و مذهب مروان حکم، هر دو اسلام است [....] خوب، به اسلام معتقدی، اما به کدام اسلام؟ اسلامی که در کاخ عثمان سر در آخور بیت المال، مردم را غارت میکند، یا اسلامی که در ربذه تنها و خاموش در تبعید به سر میبرد؟ [....] اگر میگویی مذهب وسیله توجیه فقر است، میبینیم راست میگویی، عثمان هم همین حرف را میزند، اما میبینیم که بر سر همین مسئله که اسلام نه تنها توجیه کننده فقر نیست، بلکه توجیه کننده عدالت و برابری و مبارزه با گرسنگی است.برای این و برای همین حرف، بهترین پروردههای دست اول اسلام قربانی شدند .
شریعتی، از همه «ایسمها» ی غربی، بیزار است، با وجود این «مارکسیسم» را جامعترین ایدئولوژی میداند که همه جنبههای فعالیت انسانی را در جهان بینیش در برمیگیرد و شناخت جامعه و تاریخ جدید را میسر میسازد.با این حال معتقد است که انسان را تک بعدی بار میآورد .
وی در عین حال مستمعین و مخاطبان خود را نسبتبه اطاعت کورکورانه از مارکسیسم بر حذر میدارد و میگوید:
«اگر کسی درصدد تقلید از مارکس باشد، نه تنها سوسیالیستخوب و روشنفکر مسئولی در راه جستجوی حقیقت نخواهد شد بلکه توانایی خود را برای قضاوت مستقل و تفکر آزاد نیز از دست میدهد .
اوجگیری فعالیتهای شریعتی در حسینیه ارشاد همزمان بود با علنی شدن مبارزات مسلحانه سازمان مجاهدین خلق ایران.چند تن از رهبران مجاهدین، شاگردان او در حسینیه ارشاد بودند.مضمون برخی از سخنرانیهای او در حسینیه ارشاد، مانند «شهادت» در دورانی بود که رژیم شاه، مجاهدین را دسته دسته اعدام میکرد. شریعتی در یکی از همان روزها (بهمن 1351) در آغاز سخن، با چهره افسرده و لحنی غم انگیز میگوید:
«امروز برای من سخن گفتن مشکل است....چه بزرگوارانی در کلاس من بودهاند.از خودم شرمم میآید هدف اساسی دکتر شریعتی در تمام سخنرانیها و نوشتههایش، برانگیختن و به حرکت در آوردن تمامی جامعه بخصوص نسل جوان بود.او، در نامهای به پسرش مینویسد:
«صحبت از جامعهای است که نیمی از آن خوابیدهاند و افسون شدهاند و نیمی دیگر که بیدار شدهاند، در حال فرارند.ما میخواهیم این خوابیدههای افسون شده را بیدار کنیم و واداریم که «بایستند» و هم آن فراریها را برگردانیم، و واداریم که بمانند .
شریعتی و پیروانش، ضمن رد «مارکسیسم» چین و شوروی را به خاطر روابط دوستانهای که با رژیم شاه داشتند، نکوهش میکردند.ملی گرایی همراه با تظاهر بهمسلمان بودن و نیز هواخواهی از رژیم سلطنتی و افتخارات دوران شاهنشاهی را مردود میدانستند.به ناسیونالیسمی که پایگاه مردمی نداشت و رژیم، با تکیه بر آن ادعای مشروعیت میکرد، پشت کرده بودند.جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی را نمونه مسخ شده این ناسیونالیسم میدانستند.
شریعتی و همفکرانش معتقد بودند که اسلام راستین، یک جنبش انقلابی است و وجه اشتراک با دکترین محافظه کارانه برخی از علمای سنتی ندارد.شیعه، مذهب پویایی است که با زبان ساده با تودهها سخن میگوید و میتواند میلیونها مسلمان را علیه رژیم شاه برانگیزد، دانش جدید و تکنولوژی غرب را، بدون از دست دادن هویت ملی خود پذیرا شود و ایران را به سوی پیشرفت و تعالی رهنمون گردد.
هر چند روحانیون ایران، از شریعتی به عنوان یک اندیشمند مسلمان، یک مبارز رنج دیده و فداکار یاد میکنند ولی برخی با افکار و نظریات او در زمینه اسلام شناسی و فلسفه اسلامی موافق نیستند و درک و برداشت او را از منابع اساسی اسلامی نظیر «فقه» و «تفسیر» کافی نمیدانند .
شریعتی با صراحت از مکاتب مارکس، نیچه، فانون و اشخاص دیگری که بحث درباره آنها در محافل سنتی ایران واکنش نامانوسی داشت، سخن میگفت و مخالفتهایی از سوی آنها علیه خود بر میانگیخت.انتقادات او از طبقه مذهبی، طی دوران فعالیت

