تبليغاتX
افکار و عقاید شهید دکتر علی شریعتی
خداحافظ شهر شهادت (قسمت اول) 

وقتی که دکتر از تدریس در دانشگاه مشهد محروم شد و در وزارت علوم تهران  به کار اداری وادار ! این متن را نوشت و از مشهد - شهر شهادت - خداحافظی کرد.

در ابتدای سخنان دکتر شریعتی  شعری از شاعر عرب دعبل خزایی آورده است . وی این شعر را زمانی که در قم یود و خبر شهادت امام رضا (ع) را شنید سرود .(در اینجا ترجمه شعر آورده شده است. )

در طوس دو قبر هست : قبر بهترین مردم و قبر بدترین مردم و این عبرتی است .

ناپاک از جوار پاک سودی نمی برد و پاک از جوار ناپاک زیانی نمی بیند .

هرگز، زیرا که هر انسانی در گرو دست آورد خویش است و هر کسی را دو انتخاب است، پس تو پاکی را بر گیر یا ناپاکی را .

اگر روزگار بتواند بخندد هرگز خداوند نیشش رابه خنده نمی گشاید که زادگان احمد ، قربانی ظلم شدند و شکسته زور .

نامشان آماج دشنامها و تهمت ها ، شیرازه خاندانشان گسسته و جمعشان پراکنده ، از خانه و کاشانه گرمشان راندند و از شهر و دیارشان تبعید کردند ، گویی جنایتی کرده اند که بخشودنی نیست .

-------------------------------------------------------------------------------------------

و چه پر معنی این " بارگاه ولایتمدار سلطان ارض طوس " و چه سمبل فصیح و بلیغی این " گنبد طلا " بام حرم . حرمیکه در آن خلیفه و امام ، جلاد و شهید در کنار هم آرمیده اند ...

چه می گویم ؟

هارون در وسط و امام در کنار . یعنی که برای تکریم امام ، نزدیک قبر خلیفه دفنش کرده اند و در گوشه ای از مقبرهُ خلیفه ! و مدفن امام ، در آغاز خانه حمید بن قحطبه .   

و صحن حرم امام ، باغ او ، باغی که امام را به انگور مسمومش پذیرایی کرد!

عجبا که "بنا" تا کجا می تواند آموزنده باشد و آگاه کننده !


برای دیدن متن کامل به ادامه مطلب بروید
|+|
نوشته شده توسط غریب آشنا در Wed 7 May 2008 و ساعت 20:3