وقتی که دکتر از تدریس در دانشگاه مشهد محروم شد و در وزارت علوم تهران به کار اداری وادار ! این متن را نوشت و از مشهد - شهر شهادت - خداحافظی کرد.
در ابتدای سخنان دکتر شریعتی شعری از شاعر عرب دعبل خزایی آورده است . وی این شعر را زمانی که در قم یود و خبر شهادت امام رضا (ع) را شنید سرود .(در اینجا ترجمه شعر آورده شده است. )
در طوس دو قبر هست : قبر بهترین مردم و قبر بدترین مردم و این عبرتی است .
ناپاک از جوار پاک سودی نمی برد و پاک از جوار ناپاک زیانی نمی بیند .
هرگز، زیرا که هر انسانی در گرو دست آورد خویش است و هر کسی را دو انتخاب است، پس تو پاکی را بر گیر یا ناپاکی را .
اگر روزگار بتواند بخندد هرگز خداوند نیشش رابه خنده نمی گشاید که زادگان احمد ، قربانی ظلم شدند و شکسته زور .
نامشان آماج دشنامها و تهمت ها ، شیرازه خاندانشان گسسته و جمعشان پراکنده ، از خانه و کاشانه گرمشان راندند و از شهر و دیارشان تبعید کردند ، گویی جنایتی کرده اند که بخشودنی نیست .
-------------------------------------------------------------------------------------------
و چه پر معنی این " بارگاه ولایتمدار سلطان ارض طوس " و چه سمبل فصیح و بلیغی این " گنبد طلا " بام حرم . حرمیکه در آن خلیفه و امام ، جلاد و شهید در کنار هم آرمیده اند ...
چه می گویم ؟
هارون در وسط و امام در کنار . یعنی که برای تکریم امام ، نزدیک قبر خلیفه دفنش کرده اند و در گوشه ای از مقبرهُ خلیفه ! و مدفن امام ، در آغاز خانه حمید بن قحطبه .
و صحن حرم امام ، باغ او ، باغی که امام را به انگور مسمومش پذیرایی کرد!
عجبا که "بنا" تا کجا می تواند آموزنده باشد و آگاه کننده !
برای دیدن متن کامل به ادامه مطلب بروید
